مونتری – روح Steinbeck کشور

کالیفرنیا دولت است. سان فرانسیسکو شهر. مونتری شهر. John Steinbeck, نویسنده. برای این Steinbeck فن سان فرانسیسکو است که کاملا نزدیک به بهشت است. از سان فرانسیسکو آن است که آسان درایو کردن شبه جزیره سانتا کروز و به Steinbeck خاک.

من پرواز به فرودگاه سان فرانسیسکو در اواخر بعد از ظهر. علائم فوری امریکا است. ‘هیچ زنبیل زینگ’, ‘فشار سمت راست’, ‘اشغال بیش از 132 نفر غیر قانونی’. از اجاره خراب من جمع آوری یک شورلت در دو تن — cat-بیمار سبز و ننگین زرد. واقعی pimpmobile. و آن بود نه در یک ماشین مثل این من سوار به سان فرانسیسکو برای 1967 تابستان عشق به دنبال Timothy Leary دستورالعمل به نوبه خود در لحن و رها کردن’?

در آن بود. و آن بود نه در همان ماشین من پارک شده در خارج از شهر چراغ کتابفروشی و رفت در و گوش به Ginsberg تلاوت “Howl” کردم و جک کرواک به امضای من کپی از ‘The Dharma Bums’? در آن بود. این پیش از طوفان نوح آمریکا هیولا خودرو از جوانی من. سر در گم می شود به characterless فشردگی امروز. (از آن است که غم انگیز بازتاب در حال پیشرفت است که اجاره خراب حق رای دادن در حال حاضر اجاره مدرن فشردگی.)

در حال حاضر من رانندگی در سراسر بزرگراه 92 و جذاب آن نشانه هایی که منجر به سن خوزه در طول Camino Real — جاده سلطنتی. (بله, من می دانم که راه به سن خوزه و استریل دلتنگ شهرستان است.)

نوسان در بزرگراه 1 امریکا را بسیار خود را در اقیانوس آرام بزرگراه که به من طول می کشد پایین شبه جزیره و در طول ساحل ناهموار, ساحل سنگی در سمت راست باقی مانده از جنگل های سرو در سمت چپ من – و می رود از طریق سانتا کروز به مونتری. آینده من خواهد شد با استفاده از بزرگراه 9 که backroad به رغم پر اب و تاب عنوان و دنبال سن لورنزو رودخانه تا به سانتا کروز, کوه ها و سپس از طریق شکوه redwoods کالیفرنیا در هنری کاول Redwoods State Park.

اگر من به اندازه کافی زمان در راه بازگشت من متوقف خواهد شد در Felton در بزرگراه 9 و سوار بر یک قطار بخار برای یک ساعت از نوستالژی در wondrously به نام خروش اردوگاه و درختان باریک سنج خط راه آهن. هیچ خط راه آهن از جوانی من همیشه swooped از طریق غرفه از redwoods; درست است که تنها خدا می تواند ساخته شده اند این درختان که یکی از آنها در تف بودن یک صد متر بلند است.

هیچ قطار در تاریکی رهنددا ولی در ولز اغراق مانند ‘Little Red Engine’ — من فکر می کنم من می توانم, من فکر می کنم من می توانم — یکی از شدیدترین شیب راه آهن در جهان به خرس کوه.

اما این است که در فردا. امروز به برکت مونتری. رابرت لوئیس استیونسون در سفر-کتاب حالت نوشت: از مونتری در یک قلاب ماهی تشبيه به عنوان ‘cosily پناه میبرند در کنار بارب’. (در زمان استیونسون skulking در اطراف مونتری در حال انتظار برای طلاق از نور خود زندگی فانی آزبورن.) بسیار زودتر از استیونسون گاسپار د پرتلا و کاشف بی باک برای خدا پدر Junipero Serra ادعا مونتری برای اسپانیا و مقدس کلیسای کاتولیک با ایجاد یک قلعه و یک ماموریت در سال 1777. در حال حاضر من آن را ادعا می کنند و در عین حال دوباره برای خودم.

دریا به من درایو پایین جاده ساحل سفید است با خشم و فوم. طوفان شده است ایجاد خرابی در دریا و در مکزیک است. این مرگ حاشیه از طوفان است. امواج با شدت بهم زدن در برابر ساحل سنگی و پشت سر هم در پرچم سفید به علامت مسیر پیش رو است. من هیچ شیر دریایی و یا مهر و موم به عنوان من سال گذشته است. شاید دریا است بیش از حد خشن. شاید آنها را به یک پناهگاه که در آن آنها پنهان از امواج بزرگ. شاید.

من اقامت در مسافرخانه خلیج مونتری به سادگی دلیل آن آدرس 242 کنسروسازی ردیف. از اینجا آخرین شب من راه می رفت گذشته هولناک توریستی مسخره است که بندرگاه ماهیگیر-چه گناهان متعهد برای توریست دلار — و به شهرداری اسکله در پایان Figuero خیابان. این است که در آن ماهیگیری واقعی ناوگان لنگر; که در آن ساختمان های طراحی شده برای کار گردشگری و پلیکان ساقه ماهی-بوی اسکله و فرود. خالص Steinbeck.

تاریخ و زمان آخرین شب من خواب دیدم Doc Rickett و من هنوز مشغول به کار در آزمایشگاه من در میان فوق العاده desperates از ‘Cannery Row’. صبح امروز بیش از صبحانه به نظر من متاسفانه قوی هدف اخلاقی است که فرار از همه John Steinbeck را ‘Cannery Row’ رمان. او نگران بود که عمده کنسرو شرکت خواهد زور عضله مالی قلدر راه خود را به مالکیت و یا کنترل از تمام زمین های کشاورزی در این منطقه است. Steinbeck بود و حق دارند نگران باشند. برای این چیزی است که آمده است به تصویب.

غمگین همچنین به درک که سال ‘Cannery Row’ منتشر شد سال 1945 سال ساردین صید از مونتری درگذشت. به عنوان Steinbeck گفت: در زمان بعد: “آنها در حال ماهیگیری برای گردشگران ، در اوج مونتری وجود دارد هجده canneries, 100-عجیب و غریب ماهیگیری, قایق, 4,000 کارگران سه پر زرق و برق فاحشه خانه ها و وحشتناک بوی ماهی مرده. در حال حاضر تقریبا همه از بین رفته اند.

(آن استفاده می شود که مونتری و در نزدیکی سالیناس که در آن او بود به دنیا آمد عصبانی و شرمنده از John Steinbeck. در سال 1944 پس از موفقیت “انگور از خشم’ Steinbeck خریداری یک خانه در مونتری; هیچ کس را اجاره او یک دفتر برای نوشتن. او مورد آزار و اذیت هنگامی که در تلاش برای دریافت سوخت و چوب از محلی زمان جنگ جیره هیئت مدیره. او نوشت که دوستان قدیمی خود را نمی خواست او را تا حدودی به دلیل از خود کار می کند و تا حدودی به این دلیل او آنقدر موفق بود: “این مال من نیست کشور دیگر. و آن را نمی خواهد تا زمانی که من مرده. این باعث می شود من بسیار غم انگیز است.’ او در اواخر نوشت: “پس از من تا به حال نوشته شده از “خوشههاى خشم” . . . کتابداران در سالیناس کتابخانه های عمومی که تا به حال شناخته شده مردمی اظهار داشت که خوش شانس بودم که پدر و مادرم مرده بودند به طوری که آنها را ندارد به رنج می برند و این شرم آور است.’

در حقیقت کل آمریکا ادبی استقرار باید سرخ در جهنم برای درمان خود را از این نویسنده است. زمانی که Steinbeck برنده جایزه نوبل ادبیات در سال 1962 او سر در گم در روزنامه ها با ضعف ستایش است. ‘نیویورک تایمز’ در خاص باید قطع سر خود را در شرم.)

در حال حاضر وجود دارد یک ملی Steinbeck مرکز در سالیناس حدود 25 کیلومتر داخلی از مونتری. آن است که نه برای من. من از مدرسه که فکر می کند این چیزها را می توان بسته بندی tarted نام و نشان. از خود مرکز می گوید: ‘کشف Steinbeck آثار و فلسفه از طریق تعاملی چندحسی نمایشگاه برای تمام سنین و پس زمینه مصنوعات گرانبها, سرگرم کننده, نمایش برنامه های آموزشی و پژوهشی archives. هفت مضمون تئاتر نمایش “شرق عدن”, “Cannery Row”, “موش و مردان” و “خوشههاى خشم” و خیلی بیشتر.” که من نیست ،

در عین حال ما هنوز هم می توانید ببینید, پیر Cannery Row اگر ما با مراقبت.

امروز صبح من به کف خیابان که در آن درست کنسروسازی ردیف شروع می شود. من ایستاده در سکوت بر روی سنگ pilings از ترک بارگذاری حوض. دلپذیر سودا. آن شده اند که بهتر است اگر من تا به حال به تعویق افتاد دیدار من با یک زن و شوهر از ماه. برای این است که تا پایان تابستان و آب و هوا است که هنوز هم بیش از حد گرم خیلی لذت بخش برای خلق و خوی من. کنسروسازی ردیف نیاز به لمس سرد و مرطوب در هوا برای درست ملال انگیز صحت. و این اشتباه است که من باید در اینجا در یک شنبه. پنج شنبه, شیرین, پنج شنبه, قطعا تنها روز به دیدار مونتری. اما چگونه می تواند به تغییر ما یک کسب و کار برای سفرنامه ادبی الزامات ؟

بسیار در مونتری همان باقی می ماند بسیار تغییر کرده است. لا ایدا کافه از برکت حافظه است که در حال حاضر Kalisa را از هتل من در 851 کنسروسازی ردیف. وینگ چونگ بازار در 835 شده است transmogrified به طور کلی فروشگاه و ساختمان که یک بار برگزار می شود Doc Rickett دریایی آزمایشگاه هنوز هم می ایستد در 800 کنسروسازی ردیف. آخرین باری که من در اینجا آن بود که یک باشگاه خصوصی است و من موفق به صاف-بحث من در راه. امروز صبح به نظر می رسد متاسفانه خالی از سکنه و به من گفته آن است که متعلق به شهر مونتری و استقبال نشده است.

اشتباه نگیرید این, این مقاله واقعی با Doc Rickett آزمایشگاه است که در یک رستوران در 180 E فرانکلین در خیابان است و نه نوع محل Doc Rickett را dined در اما نیست.

هنگامی که من به پایان رسید نوشتن من قدم زدن به Sancho Panza برای ناهار. این رستوران در نرم افزار adobe ساختمان ساخته شده در سال 1841 در کلل اصلی — خیابان اصلی. وجود دارد در شلوغ پایین و سقف اتاق من نوشیدنی مکزیکی تاج آبجو با برش های لیمو ترش و خوردن شیلی con carne باهم frijoles و به یاد داشته باشید John Steinbeck, نویسنده که به من بوی احساس واقعیت مونتری زمانی که من یک پسر کوچک در ولز.

Leave a Reply

Your email address will not be published.Required fields are marked *