اردن – Wadi Rum

[ad_1]

اگر شما یک عاشقانه قلب و روح پرماجرا و سپس شما را مجبور به سوار یک اسب در سراسر صحرا ” وادی رم حداقل یک بار در طول عمر خود را.

وادی رم در دور در جنوب اردن نیز به عنوان شناخته شده است ولی از ماه. آن دلربا جایی که عظیم سنگی رخنمون افزایش شکوه از کویر طبقه. سنگ ها ظاهر ذوب شکلات و رنگ در ماسه سنگ ها مانند خاموش خاکی رنگین کمان. آن است که یک چشم انداز شبیه هیچ دیگر است.

من زده اند دو بار در حال حاضر در Wadi Rum با Equus مسیرهای پیاده روی. هر دو سفر بودند دیدنی و متفاوت است. من ملاقات دوستان قدیمی و جدید ساخته شده است. که چیز فوق العاده در مورد اسب – آنها مردم را هم که لذت بردن از یک چالش هر چه سن خود را.

در ابتدا من مضطرب در مورد سوارکاری و توانایی عبور از مرتب کردن بر اساس از زمین توصیف شده است. من به یاد داشته باشید در اولین سفر جلسه توجیهی برگزار شد در افسانه بدوی سبک رستوران در پایتخت عمان. من فکر کردم که من بی تجربه ترین سوار از کل گروه و خواسته اسماعیل که صاحب تور محلی شرکت وجود دارد تا مطمئن شوید که من تا به حال بسیار آرام اسب.

روز بعد ما به سمت چپ امان و تنظیم کردن در یک اتوبوس مینی پایین بزرگراه بیابانی است که اصلی بزرگراه از طریق اردن از سوریه به عربستان سعودی است. سفر پر بود از مناظر جدید به ما چشم غربی ، ما گذشت و کاروان های رنگارنگ کامیون حمل و نقل کالا به عربستان و در کنار بزرگراه در scrubby صحرا بودند کوچک و شهرک های بتن بسیار اساسی در یک طبقه خانه. ما می توانید ببینید کودکان در حال اجرا در اطراف در میان بز و الاغ و شتر. ما با گذشت یک کشاورز محلی با یک شتر نشسته با آرامش در پشت وانت 4WD. راننده ما دست تکان دادند به او و او کشیده در کنار جاده برای ما گرفتن عکس از عجیب و غریب خود را و میزان مسافر. ما متوقف در کنار جاده توریستی فروشگاه برای خرید نمونه عرب روسری شناخته شده به عنوان kufeyyas که اثبات ضروری در برابر سخت خورشید و بعد از آن ما را برداشت تا برخی از تاریخ های بزرگ و بلوک های یخ از یک سوپرمارکت های محلی.

ما وارد در لبه وادی رم و اسب در انتظار بودند برای ما. من به آنها نگاه عصبی بدونم که کدام یک مال من خواهد بود و امید آن خواهد بود بسیار آرام است. میخ سرپهن کوچک بود کنجکاو امر از پتو و لنت های تحت پوشش در پارچه مادر بزرگ شما تا به حال یک بار بر روی نیمکت به همراه زین و بسیار اساسی افسار. به ما گفته شد به نشستن با پا به جلو و کمر بالا برگزار شد در یک دست. اسب در پاسخ به حرکت بدن و بسیار سبک گردن reining. آنها سرش می دویم. در راه رفتن معمولی از نژاد خود که در زمان کمی از مورد استفاده قرار گرفتن به. من مادیان بسیار آرام و نمی تنه زدن اما دوست داشتم به رول در شن و ماسه نرم و بدون هیچ گونه هشدار است. هنگامی که ما تا به حال استفاده کردم به ما اسب و سبک, روش سوارکاری با ما سریع سرعت. فقط یک تکان از کمر و ما cantering سریع در سراسر صحرا طبقه بافی در داخل و خارج از کویر جارو بوته. آن را هیجان انگیز بود. من سوارکاری ترس به زودی ناپدید شده و تا پایان هفته, من تا به حال پیشرفت از من آرام مره به یکی از وقدرتمندترين اسب در سفر.

هر روز متفاوت بود که ما سوار در اطراف کویر از طریق deep red rock دره و صعود روح ارتفاع موج عظیم تپه. ما ایستاده در لبه های بسیار و شگفت زده در مناظر زیر. ما شاهد Seven Pillars of Wisdom معروف ساخته شده توسط T. E Lawrence; ما در بر داشت راز چشمه های آب استفاده می شود تنها توسط بادیه نشین; ما گذشت قطار شتر و بز; ما شاهد نقاشی های سنگ هزاران سال است. تنها گاهی اوقات ما گردشگران اما بسیاری از زمان ما در خود ما است. اسب بودند بازی و پر جنب و جوش و به کل سفر یک حس شادی. هنگامی که ما به یک کشش مسطح کویر ما galloped همه با هم در یک ردیف یک دست مطرح مانند عرب رزمندگان شارژ.

هنگامی که ما جاسوسی soma کامل با تویوتا و شتر در فاصله. یکی از خدمه زنگ زد شیخ بر روی تلفن همراه خود را و ما دعوت شده بودند بیش از قهوه در چادر خود را. ما اگر ما می تواند خواسته دیدار با زنان قبیله و زن سواران تنها اجازه داده شد به بخش جداگانه ای از چادر. ما در ارتباط با زنان در زبان اشاره و با رسم تصاویر و متوجه شدم که ما در همان حال می خواهد و نیاز دارد هر چه فرهنگ ما آمده است. من احساس کردم که ما تا به حال شاهد چیزی بسیار ویژه ای است که توریستی عادی نیست معمولا.

در پایان هر روز طولانی در زین هنگامی که ما خسته و گرسنه, آشپز و خدمه در حال حاضر راه اندازی اردوگاه. من همیشه شگفت زده مکان آنها برای ما به صرف شب. خدمه شامل یک آشپز خوب و دستیار اسب گرداننده شاید یک دامپزشک محلی و رانندگان است. وجود دارد به طور معمول حدود دو یا سه 4WD کامیون وانت که انجام شده آب و غذا برای اسب سواران و همچنین تمام کیسه های ما و کمپینگ تجهیزات. آنها در آنجا ماند و با احتیاط از راه هنگامی که ما سواری مگر اینکه مورد نیاز برای آب و غیره و آنها را در ادامه پیش رو برای پیدا کردن مکان های استراحت و یک شب کمپینگ. گاهی اوقات سوار تصمیم گرفت به یک استراحت نیاز بود و بنابراین swopped اسب خود را برای یک صندلی در یکی از کامیون ها.

کمپینگ فوق العاده سرگرم کننده بود و من شگفت زده در چگونه همه را فراموش کرده در مورد مجموعه خود را در خانه زندگی می کند و می خواست به ماندن در صحرا برای همیشه با چند و یا کمی اموال. ما تغذیه کافی تازه پخته شده مواد غذایی که خوشمزه بود و شراب و آبجو و نوشیدنی های غیر الکلی ارائه شد. همه ما نشسته در اطراف آتش تبادل داستان و یادگیری در مورد بدوی راه زندگی است. ما شنیده مردان آواز عشق آهنگ ها به اسب به نگه داشتن آنها را آرام. یک شب, اعضای یک قبیله های محلی بازدید ما و ما تا به حال واقعا لذت بخش و خود به خود شب. ما در بر داشت بادیه به یک افتخار و مهمان نواز مسابقه با حس شوخ طبعی.

در هر سفر خدمه ساخته شده ما موقت دوش بنابراین هر کس می تواند یک شستشوی کامل. من به یاد داشته باشید که چگونه فوق العاده آن را به احساس پاک و تجدید. من نشسته بر سنگی لبه بالای اسب با یک می توانید از سرد ابجو کم الکل برای تماشای خورشید پایین رفتن و رنگ کویر را تغییر دهید.

اگر چه چادر ارائه شد, بسیاری از ما دوست داشت به قرار دادن کیسه خواب ما بر روی سنگ و یا فقط بر روی شن و ماسه نرم و دوست داشتنی. من ماندم در بالا لبه سنگی و غیر روحانی وجود دارد, تماشای ستارگان درخشان تیراندازی در سراسر آسمان و احساس به طور کامل در یک با طبیعت مرموز از Wadi Rum.

در پایان سفر دوم من متاسفانه خداحافظی به من اسب و خدمه در لبه کویر. ما گرفته شد توسط مینی بوس به ما لوکس هتل پنج ستاره در البتراء نزدیک به معروف Nabatean شهرستان. من strode به پذیرش آن با کف سنگ مرمر و فرش ایرانی احساس داغ و عرق و پوشیده در گرد و غبار. کارکنان نمی بت پلک. آن شب من بیش از نورد و افتاد از من کینگ سایز, تخت, چون من خیلی حال کردم استفاده می شود به خواب بر روی زمین است.

صبح روز بعد یک تور با راهنما از پترا شده بود مرتب برای ما. من تمام روز را صرف وجود دارد و پس از آن متوجه شدم در اواخر برای قرار ملاقات در معروف بروک بیمارستان حیوانات در نزدیکی ورودی. وجود دارد هیچ زمان برای پیاده روی, بنابراین من استخدام یک شتر و مماشات سریع از طریق این شهر باستانی با صاحب در حال اجرا پشت سر من. هنگامی که شتر رسیده خزانه داری من مجبور به ترک آن شد اما پس از آن با توجه به یک اسب سوار در سرعت بالا به بیمارستان. من فقط آن را در زمان به یک تور با سر دامپزشک و دادن کمک مالی به موسسه خیریه. ایندیانا جونز خوردن قلب خود را!

روز بعد کمی از ما استخدام یک ماشین و راننده و گرفته شد به معروف بندر عقبه در دریای سرخ. این یکی از بهترین کررل صخره های مرجانی در جهان است و ما صرف ما آخرین روز قبل از پرواز زیر آبی و استراحت در ساحل. آن را مناسب برای پایان دادن به یک تعطیلات فوق العاده.

من سوار سفر به اردن بود اما هرگز فراموش نخواهد شد. و امیدوارم همیشه وجود خواهد داشت یکی دیگر از ماجراجویی در انتظار برای من در خارج وجود دارد در صحرا.

[ad_2]

Leave a Reply

Your email address will not be published.Required fields are marked *